سيميون شنقلاوي رسالهٴ كوچكي دربارهٴ گاهشناسي بهصورت پرسش و پاسخ تأليف كرد.
6. بيزانس. تاريخ منظوم كنستانتين ماناسس (تا 1081)، نهتنها ميان يونانيان بلكه در ميان اسلاوها و حتي رومانياييها محبوبيت زيادي يافت. يوانس كيناموس تاريخ بيزانس را در سالهاي 1118 تا 1176 نوشت، كه شامل گزارشي ادبي از جنگ صليبي دوم (1147 ـ 1149) است. اين تاريخ با تأليف كنستانتين تفاوت اساسي داشت، زيراهم از نظر شكل و هم محتوي خودفروشانه بود، و ازاينرو، از رواج خيلي كمتري برخوردار شد، كيناموس از هرودوت و گزنوفون تقليد كرده بود.
اوستاتيوس انسانگرا در ميان مطالب فراوان ديگر تاريخ تصرف سالونيك را بهدست نورمانها در 1185، بهما ارزاني داشته است.
7. اسپانيا. ظاهراً بهترين كار اين است كه تاريخهاي لاتيني و زبانهاي محلي را در يك جا بررسي كنيم، چون اين آثار زمينهٴ واحدي را دنبال ميكنند. مناسبترين تقسيمبندي بر حسب منطقه است، پس بهترتيب از اسپانيا، ايتاليا، فرانسه، آلمان، انگلستان، اسكانديناوي و روسيه سخن خواهم گفت.
برجستهترين اثر تاريخي اسپانيا منظومهٴ السيد است كه احتمالاً در اواخر سدهٴ دوازدهم، در ستايش قهرمان ملي اسپانيا، روي دياز دي ويوار السيد ال كامپيادور1 سروده شده است، حتي نام او مظهري است از فرهنگ مختلط مسيحي و اسلامي كشورش. همچنين، اين حماسهٴ تودهاي، نخستين شاهكار ادبيات اسپانياست.
8. ايتاليا. در توجه به ايتاليا، نخست با سه تن مورخ سيسيلي روبهرو ميشويم: رموالد سالرنويي، كه
تاريخ عالم را تا 1178 نوشت و اين تاريخ از نظر رويدادهاي سيسيل ارزش ويژهاي دارد؛ هوگ فالكاندوس، كه
تاريخ سيسيل را در عصر دو ويليام (1154 ـ 1189) نوشت، تأليفي عالي كه حاوي اطلاعات زيادي در زمينهٴ موضوعهاي فرهنگي است؛ و پطروس ابولي كه منظومهاي دربارهٴ دورهٴ بعدي سرود، يعني دورهاي كه در اثناي آن امپراتور هانري ششم قلمرو دولت نورمانها را تصرف كرد (1189 ـ 1195).
چهارمين مورخ ايتاليايي، يعني گُدفروا ويتربويي احتمالاً داراي تبار آلماني بود، ولي بهنام اسقفنشينش ويتربو معروف است، كه آخر عمرش را در آنجا گذراند. او
تاريخ جهان را از زمان آدم تا 1186 نوشت، و اين تاريخ رواج زيادي پيدا كرد.
از اين چهار مورخ دوتاي اولي به سيسيل توجه داشتند2 و دو تاي بعدي به مجموعهٴ امپراتوري.